![]() |
![]() |
|
| قال رسول الله:اطلبو العلم و لو بالصین |
|
الف)از این به بعد، حرفهایم درمقوله ی المپیاد نجوم را در irao2006.blogfa.com می نویسم.مگر اینکه حرف جوری باشد که نشود آنجا گفت. لطف کنید بعدا اگر سوالی هم داشتید،همانجا بپرسید.(در آخرین مطلب) پس اینجا چه می شود؟ یک چیز دیگر می شود... ب)در خصوص سوال ۲۵ کد یک :آقای رستگاریان گفت اشتباه شده،جواب درست همان دال است.و پاسخ نامه ها قطعا بر اساس جواب درست تصحیح می شوند.
ج)آقای دانشی در آسمان پارس(ParsSky) جواب سوالات مرحله اول را بصورت تشریحی گذاشته است: اینجا
د)درirao یک نظرسنجی گذاشته ام.(در مورد درصد ها) حتما شرکت کنید. ﻫ) سوالات امتحان تئوری المپیاد تایلند را از دست ندهید.به نظر من سوالات خیلی خوبی دارد.(این آدرسش:اینجا) هم سوالات هست،هم جوابها. البته،سوالات امتحان تحلیلی اش هم ناقص است. و)این هم دو تا از جواب ها که نداده بودم: نویسنده: فواد جمعه 12 بهمن1386 ساعت: 23:25 سلام 1- استدلال این مطلب را می رساند که در نیمه شب نیروی بیشتری به اجسام وارد می شود.اما سنگین بودن چیز دیگری است.یعنی در دستگاه نالخت زمین چه نیریی وارد می شود.( نیروهای مجازی هم هستند...) اگر متوجه نشدی یکجور دیگر می گویم: ببین زمین را یک جسم یکپارچه و صلب در نظر بگیر که براساس نیرویی که به مرکزش وارد می شود عمل می کند(شتاب می گیرد).در نیمه شب خورشید به ما و زمین نیرو وارد می کند.شتابی که زمین می گیرد بیشتر از ماست(چون به خورشید نزدیکتر است) بنابراین ما بر روی زمین احساس می کنیم شتابی رو به بالا گرفته ایم. و g را کمی کاهش داده.پس سبکتر می شویم. 2- آره.یک چنین چیزهایی. 3-چیزی که به ذهن من می رسد: تکانه ی زاویه ای پایسته است. تکانه ی اولیه : زمین با تناوب فعلی اش دارد می چرخد.مردم هم دراطراف استوا با تناوب زمین دارند میچرخند. تکانه ی ثانویه : زمین با تناوبی جدید می چرخد.مردم دیگر نمی چرخند. برابر بگذارید وجواب ...(من خودم با اینکه خیلی از این سوال خوشم آمده است.هنوز بصورت عددی جواب را ننوشته ام.) نویسنده: m112 جمعه 19 بهمن1386 ساعت: 12:33 سلام یه سوال بی ربط: این چیزهایی که بدست آورده ای را نمی فهمم.یعنی تو هم شده و معلوم نیست اصلش چه بوده است.اما این سوال یعنی سوال 1 امتحان نهایی سوال زیبایی است.جوابش هم درست بدست می آید. ز)به قول حافظ: تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست راهرو گر صد هنر دارد، توکل بایدش |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 19:30 توسط سید امیر سادات موسوی |
|
|
مگو با من ، مگو با من :" بمان با وقت پایانت." بگو:"با من بمان تا وقت پایانت." بگو با من. بگو با من سخن،ای مهربان یار و حریف من. مرا دریاب و باری نه، براندام نحیف من. چه می گویم چه می گویم چه بی شرمانه می گویم. تو خود گفتی:" بخوانیدم،که می خوانم." ولی من ... من چه می خوانم... *** هر آنچه پیش از این بودم، ز بیخ وبن رها کردم. از این پس بنده ات گردم. نگردیدم، ز بیخ و بن ، رهایم کن . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 23:35 توسط سید امیر سادات موسوی |
|
|
اگر بخواهیم با ضریب بازتاب 0.08 که در آخر سوال آمده مسئله را حل کنیم به 1.2ضربدر 10 به توان 6 می رسیم. به نظر من جوابی که داده بودم(4.37 ضربدر ده به توان 5) درست تر است.چرا؟ استفاده کردن ازقدرظاهری ماه که درثوابت داده شده کارنابجایی نیست.چون تصحیح بولومتریک برای خورشیدحدود صفر است. پس ماه هم تقریبا قدر بولومتریک و ظاهری یکسانی خواهد داشت. اگر با ثوابت داده شده یعنی قدر ظاهری خورشید،شعاع مداری ماه ، شعاع ماه و ضریب بازتاب آن، بخواهیم قدر ظاهری ماه را حساب کنیم به -11.59 می رسیم.یعنی حدود یک قدر بیشتر از قدر ظاهری داده شده!!! علت این اختلاف: ما برای حساب کردن قدر ظاهری ماه در حالت بدر از یک روش تقریبی استفاده می کنیم.می گوییم فلان مقدار انرژی به یک دایره رسیده و فلان مقدار از یک نیمکره خارج شده و پخش شده است. یعنی مقدار انرژی رسیده به سمت خودمان را با کناره ها برابر می گیریم.در حالی که در واقع به اطراف انرژی کمتری می رسد. پس ما با این روش تقریبی قدر را بیشتر حساب می کنیم.اگر روشمان درست بود به همان -12.7 می رسیدیم. حالا در سوال باتری چه باید کرد؟ اگر با ضریب بازتاب یا به عبارت دیگربا قدر ظاهری -11.59 بخواهیم حساب کنیم، به 1.2ضربدر 10 به توان 6 می رسیم.و اگر با قدر ظاهری -12.7 به 4.37 ضربدر ده به توان 5.کمیته قضاوت خواهدکرد. فعلا فقط ما می توانیم نظر بدهیم.(به نظر من به چالش کشیدن سوالات موجب رونق گرفتن المپیاد می شود) چیزی شبیه برنامه ی نود. جوابی که با -12.7 بدست می آید جواب معقول و عملی است.(چون قدر واقعا -12.7 است) اما چون 0.08 درادامه ی سوال آمده است.پس کسانی که با ضریب بازتاب حساب کرده اند کار اشتباهی نکرده اند. شاید اگر هر دو را درست بگیرند عادلانه باشد... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 19:59 توسط سید امیر سادات موسوی |
|
|
خوب،سلام علیکم ان شاءالله که امتحان را خوب داده اید. من جواب هایی که صدرا در وبلاگش گذاشته بود را دیدم.تقریبا نظر من هم صد در صد همان است. کد 1:
کوتاه ها:
کد 2 را ندارم. کد 3:
کوتاه ها:
بحث در مورد سوالات: سوال یکی از ماه های مشتری: می توان مدت گرفت را برای نقطه ی روی سطح مشتری حساب کرد که در این صورت باید چرخش مشتری به دور خودش را هم تاثیر داد.من این کار را نکردم و بعید می دانم که اینجور مد نظرشان باشد چون تناوب وضعی مشتری و جهت چرخش قمر را نگفته است. سوال تلسکوپ پرتوی X ،منشا چرخه ی ساروسی و همدستان این سوالات: بدون شرح! سوال کوتاهی که حاصلضرب سرعت اوج و حضیض را داده است:جوابی که دادم (1.03 * 10^6) در واقع با صفر در نظر گرفتن خروج از مرکز ماهواره است.در غیر این صورت برای پیدا کردن فاصله ی زمانی تا اولین باری که دوباره در سمت الراس قرار می گیرد باید e و موقعیت اولیه را داشته باشیم. یا اینکه فاصله ی زمانی تا یکی از دفعات بعدی که دوباره از سمت الراس رد می شود را حساب کنیم که در این صورت باید بین تناوب زمین به دور خودش و تناوب ماهواره ک.م.م بگیریم.اما به نظر من یا باید سوال حذف شود یا هم جواب ک.م.م (من هنوز حسابش نکرده ام) و هم 1.03 * 10^6 را درست بگیرند. یک نکته ی قابل تامل: در آخرین جمله ی پاسخنامه نوشته بود(اول جمله یادم نیست) "...برگه ی شما کان لم یکن تلقی می شود." حرفم در مورد "کان لم یکن" است.آیا نمی توان جمله ی قابل فهم تری نوشت؟ (البته این مربوط به باشگاه است که پاسخنامه ها را آماده کرده) نمره ی تقریبیتان را چه طور حساب کنید: شاید دقیقا این طور تصحیح نشود اما فکر می کنم به واقعیت نزدیک تر باشد: هر سوال تستی +1 هر سوال کوتاه +2.5 مسائل کوتاه نمره منفی ندارند.اما هر سوال تستی در صورت غلظ زدن،نمره ی منفی -1/(n-1) دارد.که n تعداد گزینه های سوال است.پس یک سوال 4 گزینه ای نمره منفی اش -1/3 و یک سوال 3 گزینه ای نمره ی منفی اش -0.5 است.و... با این حساب نمره ی کل می شود 49. کف قبولی: نظر به اینکه از پارسال سخت تر هم شده بود .من فکر می کنم بالای صفر قبول باشد. |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 23:0 توسط سید امیر سادات موسوی |
|
|
جواب سوالات در ادامه ی مطلب
(من تا بعد از مرحله اول دیگر به اینترنت دسترسی ندارم) ان شاء الله با توکل بر خدا موفق باشید.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 23:51 توسط سید امیر سادات موسوی |
|
|
سلام علیکم خب.مرحله اول خیلی نزدیک شده است.به نظر من مهمترین چیزی که خیلی ها در این مواقع نیاز دارند،اعتماد به نفس و اطمینان خاطر است. هی می خواهم نیفتم اما نمی شود.پارسال را می گویم.هی می خواهم به یاد پارسال نیفتم اما انگار نمی شود.یادش به خیر پارسال این روزها چه حال و هوایی داشتم.همیشه مرحله اول پیش چشمم مثل غول بود.همان روزهایی هم که شروع کردم به نجوم خواندن، هدفم این بود که بتوانم مرحله اول قبول شوم.اگر درست یادم باشد،حدود یک هفته به مرحله اول مانده بود که دیگر خواندن مطلب جدید را رها کردم و شروع کردم به حل کردن سوالات مرحله اول سالهای گذشته. معمولا حدود 60 درصد درست حل می کردم.من دلشوره ی عجیبی قبل امتحان داشتم.روزمرحله اول قبل امتحان نماز ظهر و عصرم را خواندم که عجیب وجود غرق استرسم را آرام کرد.بعد هم رفتم سر جلسه.5،6 سوال اول را درست و حسابی بلد نبودم.برای لحظاتی جدا احساس کردم که نمی توانم مرحله اول قبول شوم. داشتم خودم را دلداری می دادم.به خودم می گفتم:"خب،اشکال نداره. تو ضرر نکردی". و واقعا دیگر داشتم بی خیال المپیاد می شدم. که البته بعد که بقیه سوالات را خواندم کمی روحیه گرفتم.همه یکی-یکی از سر جلسه بلند شدند و من ماندم و یک نفر دیگر.ما دو تا ،تا آخرین لحظه ماندیم.بعد از امتحان احساس تقریبا خوبی داشتم.خیلی حرف دارم اما بگذریم. بعد ها من فهمیدم که سوالات المپیاد را جوری طرح می کنند که با نگاه اول خیلی سخت و غیر قابل حل به نظر برسند.و دو سه دقیقه،یا 15 دقیقه یا گاهی نیم ساعت باید فکر کنی تا ... به یاد داشته باشید که 5 یا 6 جواب درست می تواند موجب قبولیتان بشود.البته اگر غلط نداشته باشید. معمولا نمره منفی را جوری لحاظ می کنند که کسی که شانسی می زند صفر شود. اما یک چیز دیگر اینکه،سعی کنید در اسرع وقت به چیزهای مهمتر از المپیاد فکر کنید... به قول شعری از مرحوم سید حسن حسینی: (( ...و برادرم،پشت میکروفن سرفه می کند: "سه،دو،یک، آزمایش می شویم..." )) چند سوال پاسخ کوتاه : 1 ـ قدر حدی کوچکترین تلسکوپی که می تواند دهانه ای به قظر 730m را در سطح ماه تفکیک کند. چقدر است ؟(از تاثیرات جو زمین چشم پوشی کنید.) 2-شعاع ماه حداقل چند برابر مقدار کنونی اش باید باشد که در هر ماه قمری یک بار خورشید گرفتگی کلی اتفاق بیفتد.(انحراف مدار ماه نسبت به دایرة البروج را 5.1 درجه در نظر بگیرید) 3-دنباله داری با دوره تناوب 26.5 سال در نظر بگیرید،که جهت حضیض آن به سمت قطب شمال دایرة البروج است.اگر دورترین فاصله ی آن از زمین 16AU باشد.خروج از مرکز مدارش چقدر است؟ به سوالاتی که در بخش نظرات مطلب قبلی پرسیده بودید به اندازه ای که می دانستم جواب داده ام (در ادامه ی مطلب ) جواب این سه سوال بالا را هم در ادامه مطلب گذاشته ام. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 12:16 توسط سید امیر سادات موسوی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نویسنده ی این وبلاگ سید امیر سادات موسوی می باشد و موضوعات وبلاگ بیشتر پیرامون نجوم ،فیزیک،بعضی مطالب دینی،ادبی و... خواهد گذشت.
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز می باشد. |
| آرشیو موضوعی |
|
ریاضیات نجوم المپیاد نجوم فیزیک ادبی دینی متفرقه |
| پیوندها |
|
قرآن با ترجمه فارسی فرزند ایران(مجید اختراچیان،نقره ی کشوری فیزیک) بخش المپیاد سایت رشد تیم المپیاد جهانی نجوم 2006 من فیزیک را دوست دارم (صدرا جزایری) |
|
RSS
|