<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> یا رحمان</title>
<link>http://valobessin.blogfa.com/</link>
<description>قال رسول الله:اطلبو العلم و لو بالصین</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 20 Nov 2009 09:20:07 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>نخستین نسخه ها (9)- در جواب به عباس خان بیگی</title>
<link>http://valobessin.blogfa.com/post-72.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;بعد از اینکه حرف های ِ آقای خان بیگی را در مطلب ِ پیش قرار دادم. یکی از دوستان ِ دیگر – آقای علی رضایی- ایمیلی با عنوان ِ &quot;در جواب به عباس خان بیگی&quot; برایم فرستادند که در آن یک پوشه ی ورد را ضمیمه کرده بود که می توانید از &lt;A href=&quot;http://moosavy.persiangig.com/document/islamic/Ya%20Rahman.doc&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; دانلود کنید. (راست کلیک و Save Target As… )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;نوشته ی او - بدون ِ ویرایش- به قرار ِ زیر است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;{&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;به نام خدا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;سلام به دوستان. این متن به منظور جوابی برای دستخط آقای عباس خان بیگی نوشته شده.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در قسمت نظرات یکی از پست های قبلی با نام &quot;زمان&quot; بحثی داشتم. اونجا خواستم بگم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;1) زمان ممکن الوجود است و زمان، وجود یا عدم وجودش به ذهن ما برمیگرده. که فکر کنم در این متن هم همین گفته شده. پس زمان خودآ نیست.&lt;BR&gt;یادم هست تو نمازخانه خوابگاه دوره امسال از نیمه شب تا اذان صبح با یکی از دوستانم صحبت کردیم و می خواستم بگم اصلا چیزی به نام زمان وجود نداره و این فقط ساخته ذهن ماست چون برای توالی امور و رابطه علت و معلولی به اون نیازمندیم. (بماند که قانع نشد.)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;2) اگر واجب الوجودی باشد،(که هست) او از زمان مستقل است.(تعریفش اینست.)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;آقای سادات موسوی هم از این مطلب استفاده جالبی کردند؛ گفتند چون ما به فضا-زمان نیازمندیم پس ممکن الوجود هستیم. حالا دوستمون میگن چون اصلا فضا و زمانی وجود نداره پس این استدلال غلط هست. اما اگر اینطور بگیم (همونطور که خودشون گفتن): ما برای تفسیر وقایع اطراف به چیزی به نام فضا و زمان نیاز داریم. فکر کنم در اینصورت باز ما نیازمندیم و ممکن الوجود. حال آنکه از طرق دیگر هم، بود یا نبودمان وابسته است. پس در ممکن الوجود بودن انسان شکی نیست. (اگه هست، فرض کنید شخصی به این اراده است که از شهری به شهری دیگر برود اگر ممکن الوجود نباشد هیچ مشکلی پیش نمی آید ولی میدانیم که ممکن است به دلیل تصادف نرسد و حتی بمیرد. جدا از آنکه اگر بی نیاز بود برای رفتن به چیزی نیازمند نبود ولی انسان نیازمند است.)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اما اشیاء. این واضح تر است که اشیا در زیر سلطه مایند. اراده انسان فوق اراده شی است. شی ای را فرض کنید و در مورد آن عملی را اراده کنید، عمل کنید، نتیجه میگیرید که آن شی در مقابل اراده شما اراده ای ندارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;چند چیز از خود متن آقای خان بیگی:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در همان خط اول گفتند:(اصلا چرا باید موجودات مادی ...). موجودات چطور با ماده بودن وصف شدند؟ اگر بنا است موجودی، مادی باشد، برای پسوند مادی بودن خود باید در ذهن جا بگیرند. شما می آیید با منصوب کردن آن موجود به یک فضا و زمان (ناخود آگاه) آن را در ذهن جا میدهید و سپس سعی میکنید بگویید برای موجود بودن نیاز به فضا زمان نیست. کمی در این باره بیشتر فکر کنید. قضاوت با شما. باز هم انسان نیازمند به این مفهوم نیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در نقل قول از انیشتین من نمیتونم کامل بفهمم یعنی چه؟ ولی &quot;گسترش فضایی&quot; من رو به یاد این میندازه که حتی اگر فضا وجود نداشته باشد، برای بیان موجودیت اشیا به مفهوم فضا نیازمندیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در جای دیگه در متن سعی میشه زمان و فضا را از ویژگی خود جسم فرض کنند. دقیقا نمی فهمم یعنی چه؟ آیا یعنی اینکه فرض کنیم فضا و زمان وجود دارد و بودن درفلان فضا و فلان زمان از ویژگی های آن جسم است؟ پس در مورد خود فرد هم این باید صادق باشد و این یعنی سلب اراده از انسان و اعتقاد به جبر مطلق که در حد و اندازه های من نیست که به اون وارد بشم (تا اینجا هم پام رو خیلی بیشتر از گلیمم  دراز کردم.). اما یک سوال: اولین بار چه کس یا چیزی این ویژگی رو در اشیا و انسان قرار داده؟ (میخوام بگم: چیزی به نام مدبراولیه که میشه همون خدآ نباید جبر مطلق رو تدبیر کنه؟ باز یعنی با درست بودن فرض جبر مطلق نمیتوان گفت این ویژگی ها خود به در وجود ظاهر شده.)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ممنون از اینکه این متن رو خوندین. دوست دارم نظرتون رو بدونم. نظر بدید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;موفق و پیروز،شاد باشید. &quot;&quot;یاحق&quot;&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;}&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 09:20:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=valobessin&amp;postid=72</comments>
<dc:creator>valobessin</dc:creator>
<guid>http://valobessin.blogfa.com/post-72.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نخستین نسخه ها (8)- نظر یکی از دوستان در مورد ِ مطلب ِ قبلی</title>
<link>http://valobessin.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;یکی از دوستانم- عباس خان بیگی- در دانشگاه برگه ای به من داد که در آن انتقادش را نسبت به مطلب ِ قبلی ِ وبلاگ نوشته بود. مناسب دیدم که دست نوشته اش را اینجا قرار دهم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;نظر ِ یکی از دوستان&quot; hspace=0 src=&quot;http://moosavy.persiangig.com/image/weblog/kh-b.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;برای دریافت ِ این نوشته در اندازه ی بزرگتر &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://moosavy.persiangig.com/image/weblog/KH-B-nazar.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اینجا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; راست کلیک کنید و Save Target As… را بزنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;نظر ِ من:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;من نمی خواهم مکان و زمان را موجود فرض کنم. بلکه می گویم مکان و زمان شرط ِ اولیه ای برای موجود بودن مواد ِ عالم است. بنابر این مواد ِ عالم باید ممکن الوجود باشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;مثلا ما می گوییم زمین وجود دارد. آیا وجود داشتن ِ زمین، وابسته به محدوده ای از فضا که مورد ِ مطالعه ی ما قرار دارد، نیست؟ این نگاه اساس ِ صحبت های من در بیان استقلال ِ واجب الوجود از مکان-زمان بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اما حرفی دیگر:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اگر شما هم نظراتی در این مسائل دارید بیان کنید (یا در قسمت ِ نظرات بنویسید، یا اگر مفصل تر است ایمیل کنید تا در صفحه ی اصلی بگذارم) چون به هر حال عرضه ی افکار ِ مختلف راه را برای ِ روشن شدن ِ حقیقت هموار می کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 17:44:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=valobessin&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>valobessin</dc:creator>
<guid>http://valobessin.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نخستین نسخه ها (7)- درباره ی واجب الوجود</title>
<link>http://valobessin.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در مطلب ِ شماره ی 5 نوشتم که:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&quot; حالا که فهمیدیم جهان ِ ما ماده و قانون دارد، این سوالات در خصوص ِ وضع ِ موجود ِ جهان ِ ما مطرح می شود:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;1- چرا جهان ِ ما ماده دارد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;2- چرا جهان ِ ما قانون دارد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;3- چرا شرایط ِ اولیه ی ماده ی جهان ِ ما به شکل ِ کنونی است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;4- چرا شکل ِ قوانین ِ جهان ِ ما به شکل ِ کنونی است؟ &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;و بعد صحبت ِ اساسی ای در خصوص ِ &quot;وجود داشتن ِ ماده در عالم&quot; کردیم و دیدیم که وجود داشتن ِ ماده در عالم بصورت ِ مستقیم وجود ِ واجب الوجود (خودآ) را نتیجه می دهد. یعنی مستقیما می گوید باید موجود یا موجوداتی بدون ِ نیاز به شرایطی خاص بتوانند به وجود بیایند. این موضوع ِ عجیب و نابدیهی خیلی می تواند ذهن ها را به خودش مشغول کند. برای ِ خیلی ها پذیرش ِ این موضوع دشوار است که چگونه ممکن است چیزی از عدم پدید آمده باشد! در نگاه ِ من تردید داشتن در این موضوع هم ارز است با تردید داشتن در وجود داشتن ِ خود ِ مان.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;استقلال ِ واجب الوجود از فضا-زمان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;موجودی که در بستر ِ زمان قرار می گیرد برای وجود داشتن نیازمند ِ وجود ِ &quot;زمان&quot; است. بنابراین دست ِ کم برای پدید داشتنش لازم است &quot;زمان&quot; هم باشد و این به صورت ِ مشخص تعریف ِ &quot;ممکن الوجود&quot; است. (به مطلب ِ شماره ی 5 رجوع کنید.) بنابراین قطعا واجب الوجود باید مستقل از زمان باشد. به همین شکل می توان اثبات کرد که واجب الوجود نباید وابستگی ای به مکان هم داشته باشد. با توجه به اینکه هر چه در جهان ِ ما هست اعم از ماده، انرژی، قوانین ِ طبیعت، من ، شما عباس آقای سر ِ کوچه و ... نیازمند ِ فضا-زمان هستیم &lt;B&gt;پس قطعا ما ممکن الوجودیم!&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;از آنجایی که جهان ِ ما ممکن الوجود است، وجود داشتنش وابسته به شرایطی بوده است و این شرایط ِ فراهم آمده نهایتا به واجب الوجود منتهی می شود. بنابراین واجب الوجود شرایطی را اتخاذ کرده که به وجود ِ جهان ِ ما و نحوه ی وجود ِ جهان ِ ما منتهی شده است.( دقت کنید که نحوه ی وجود داشتن ِ جهان ِ ما مستقیما وابسته به واجب الوجود وابسته است).برای سهولت ِ سخنوری پس از این به واجب الوجود، لفظ ِ &quot;خدا&quot; (خود آی) را اطلاق می کنیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;فعلا بحث را ادامه نمی دهم و تنها می خواهم بگویم که با صحبت هایی که تاکنون کرده ایم جمله ی زیر معنا یافته است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&quot;خدا جهان را آفریده است!&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;آنچه تعیین کننده ی سیر ِ حرف های ِ من و نوع ِ بیان ِ مطالب ِ من است نظرات ِ شماست. خصوصا بسیار مشتاقم که بدانم خوانندگان این حرف ها را چقدر منطقی می دانند. خالصانه می گویم که در بیان ِ تفکراتم واقعا چیزی را می نویسم که به نظرم منطقی و قابل ِ قبول باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در پایان اگر بخش هایی از صحبت هایم  را متوجه نشده اید، می توانید متن را دوباره بخوانید و در جاهایی که لازم است به مطلب ِ شماره ی 5 نگاهی بیاندازید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Nov 2009 22:39:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=valobessin&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>valobessin</dc:creator>
<guid>http://valobessin.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نخستین نسخه ها (6)- جمع بندی مطالب قبلی و دورخیز برای ادامه ی صحبت ها</title>
<link>http://valobessin.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;جمع بندی مطالب ِ پیشین:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;1- موضوع وجود یا عدم وجود خدا خیلی مهم است و به شدت شکل زندگی ما متاثر از این موضوع است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;2- انسان ها و تمام موجودات دارای غرایزی هستند که از جمله ی غرایز انسان &quot;خداجویی&quot; است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;3- اگر مکانیزمی برای علت ِ غرایز نداشته باشیم، به حکم استقرای تجربی، حس ِ خدا جویی ِ انسان نتیجه می دهد که خدایی  در واقعیت وجود دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;4- اگر مکانیزمی برای علت ِ غرایز داشته باشیم ( بهترین گزینه ی موجود داروینیزم است) آنگاه حس ِ خداجویی ِ انسان ها نفیا یا اثباتا چیزی در خصوص وجود خدا در واقعیت نمی دهد و تنها می گوید به نفع انسان هاست که معتقد به وجود خدایی باشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;5- واجب الوجود را موجودی خود به خودی تعریف می کنیم که برای وجود داشتن نیازمند موجودی دیگر نیست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;6- می توان اثبات کرد که وجود داشتن ِ دست کم یک موجود، وجود ِ واجب الوجود را نتیجه می دهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;6- جهان ما دارای موجوداتی هست، پس قطعا واجب الوجود ، وجود دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;7- بسیار بعید است که جهان ِ مادی ِ ما واجب الوجود باشد، زیرا تمام ِ پژوهش های ِ علمی تا کنون بی اراده بودن ِ آن را گواهی می دهد در حالی که واجب الوجود باید چنان باشد که حتی خودش باعث بوجود آمدن خودش باشد. گذشته از مواد موجود در عالم، به نحو ِ روشن تر ما مطمئن هستیم که خودمان واجب الوجود نیستیم چرا که وجود داشتن ِ ما هیچ الزامی نداشته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;منتظر مطالب بعدی و ادامه ی بحث ها باشید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 21:36:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=valobessin&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>valobessin</dc:creator>
<guid>http://valobessin.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نخستین نسخه ها (5)- وجود داشتن ِ ماده در عالم</title>
<link>http://valobessin.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اگر به طبیعت ِ اطراف ِ مان نگاه کنیم، خواهیم دید که در آن دو چیز وجود دارد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;1- ماده&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;2- قوانین ِ فیزیکی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;حالا که فهمیدیم جهان ِ ما ماده و قانون دارد، این سوالات در خصوص ِ وضع ِ موجود ِ جهان ِ ما مطرح می شود:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;1- چرا جهان ِ ما ماده دارد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;2- چرا جهان ِ ما قانون دارد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;3- چرا شرایط ِ اولیه ی ماده ی جهان ِ ما به شکل ِ کنونی است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;4- چرا شکل ِ قوانین ِ جهان ِ ما به شکل ِ کنونی است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;هر موجودی بودنش از دو حال خارج نیست&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;1) وجود داشتنش ضرورت دارد. یعنی حتما باید باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;2) وجود داشتنش ضرورت ندارد. یعنی می توانست باشد یا نباشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;دو سطر ِ بالا تاحدودی نارسا هستند. یعنی نیاز به توضیح است تا منظور را به درستی متوجه شوید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;1) یعنی خود به خود باید باشد.و مستقل از اینکه سایر ِ موجودات چه وضعیتی دارند، الزام هست که این موجود باشد. اسمش را می گذاریم &quot;واجب الوجود&quot; یعنی واجب است که باشد. چون بودنش گریز ناپذیر است و مستقل از وضعیت یا بود و نبود ِ سایر ِ موجودات هست، به آن &quot;خدا&quot; یعنی &quot;خود آی&quot; هم می گوییم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;2) این موجود هر چیزی است که واجب الوجود نباشد. یعنی بود و نبودش به بود و نبود یا وضعیت ِ سایر ِ موجودات وابسته است. بنابراین می گوییم ممکن بود باشد و ممکن بود نباشد. اسمش را می گذاریم &quot;ممکن الوجود&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ممکن الوجود اگر علت ِ وجودی اش فراهم باشد، موجود است و اگر علت ِ وجودی اش فراهم نباشد موجود نیست. اما واجب الوجود علت ِ وجودی ندارد. خود به خود باید و باید باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;حالا می خواهیم قضیه ی زیر را اثبات کنیم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&quot;اگر دست ِ کم یک موجود داشته باشیم،حتما واجب الوجود هم وجود دارد.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اثبات ِ شماره ی 1 (اثبات ِ بهمنیار، برهان خلف )...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اثبات ِ شماره ی 2 (اثبات ِ خواجه نصیرالدین طوسی)...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اثبات ِ شماره ی 3 ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; مهندس بازرگان می گوید:&quot;...ماده ای که مشمول ِ قانون ِ ثبات ِ انرژی بعلاوه ی ماده است و از خودش رای و تصمیم و اراده ای ندارد، وقتی قادر بر این نباشد که حتی کوچکترین تغییری در خودش بدهد و همه ی این ها اجباری و الزامی باشد، آن وقت چطور می تواند خودش را به وجود بیاورد؟!&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;بنابراین آن واجب الوجود، مواد ِ موجود در عالم ِ ما نیست. البته ما فعلا این واجب الوجود را تنها با واجب الوجودی اش می شناسیم و هنوز در خصوص ِ صفاتش بحثی نکرده ایم.&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn9&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مطلب کامل را در ادامه ی مطلب بخوانید&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 07:00:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=valobessin&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>valobessin</dc:creator>
<guid>http://valobessin.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نخستین نسخه ها (4) - بحث در خصوص ِ خداشناسی ِ فطری</title>
<link>http://valobessin.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; امروزه در زیست شناسی و جانور شناسی این موضوع مسلم است که موجودات ِ زنده دارای ِ غریزه هایی هستند...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;...اینکه غرایز ِ انسان دقیقا چه چیز هایی است، موضوعی نیست که همه در آن هم نظر باشند. علت ِ اینکه به سادگی نمی توان مصادیق را مشخص کرد این است که آزمایش کردن ِ این موضوع خیلی سخت است...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;...4 روش ِ کلی برای ِ یافتن ِ فطرت ِ انسان ها بیان کردیم.حالا می خواهیم تعدادی نمونه ی مشخص را به عنوان ِ دلیل بر فطرت ِ خدا جوی ِ انسان ها بیان کنیم. دقت کنید که فطری بودن ِ خداپرستی در انسان ها یعنی اینکه انسان ها بدون ِ آموزش، بصورت ِ غریزی تصور می کنند که خدایی وجود دارد. و اما دلایل:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;1- انسان ها در شرایط ِ سخت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;2- تاریخ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;3- اشعار ِ شعرا &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;و...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;آقای خمینی در نامه ای که به گورباچوف فرستاده است، می گوید:&quot;انسان در فطرت خود هر كمالي را به طور مطلق مي خواهد و شما خوب مي دانيد كه انسان مي خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هيچ قدرتي كه ناقص است، دل نبسته است... پس قدرت مطلق و علم مطلق بايد باشد تا آدمي دل به آن ببندد، آن خداوند متعال است كه همه به آن متوجهيم، گرچه خود ندانيم.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;مطلب ِ کامل را در ادامه ی مطلب بخوانید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 27 Aug 2009 10:58:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=valobessin&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>valobessin</dc:creator>
<guid>http://valobessin.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نخستین نسخه ها (3)- اصول+ علت اختلافات+ روش های اثبات ِ وجود ِ خدا</title>
<link>http://valobessin.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;...آنجا{در کتاب ِ توحید} شهید مطهری سه راه را نام می برد :&quot;راه  ِ روانی یا فطری&quot;(همان فطرت)،&quot;راه ِ علمی و یا شبه ِ فلسفی&quot; (متشکل از برهان ِ نظم، هدایت ِ موجودات ، و خلقت) و &quot;راه  ِ فلسفی&quot;  (شامل ِ برهان های ِ ارسطو، ابن سینا ، ملاصدرا ، برهان ِ وجودی و...)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;داوکینز در فصل ِ سوم ِ کتاب ِ &quot;توهم ِ خدا&quot; که به رد ِ برهان های ِ وجود ِ خدا اختصاص دارد 12 برهان را ذکر می کند که می شود گفت 5 تایش فلسفی است (4 برهان ِ اول ِ آکوئیناس و برهان ِ وجودی)، دو تا مبتنی بر تجربه ی دینی است (برهان ِ تجربه ی دینی و کتاب ِ مقدس)،  یکی مربوط به طبیعت است(برهان ِ نظم) و بقیه به نظر ِ من تقریبا برهان نیستند (زیبایی شناسی، دانشمندان ِ برجسته، قمار باز ِ پاسکال و بایسی) در ضمن او یک برهان برای ِ اثبات ِ نا محتملی ِ وجود ِ خدا ارائه می دهد (برهان ِ نا محتملی)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;حالا تقسیم بندی ای که به نظر ِ من مناسب است، تقسیم بندی ِ زیر است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;راه های ِ اثبات ِ وجود ِ خدا:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;1- فطرت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;2- برهان های ِ فلسفی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;3- طبیعت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;4- وحی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;مطلب ِ کامل را در ادامه ی مطلب بخوانید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 23 Aug 2009 19:35:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=valobessin&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>valobessin</dc:creator>
<guid>http://valobessin.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نخستین نسخه ها (2)- &quot;خدا&quot;، موضوعی که باید بررسی شود!</title>
<link>http://valobessin.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; ...ادعای ِ وجود داشتن ِ خدا با این همه صفت هایی که خداباوران برایش نام می برند و با این همه دستورات و خواسته هایی که به او نسبت می دهند ، آنقدر ادعای ِ بزرگی است که اگر اثبات شود، تمام ِ معادلات ِ زندگی را تغییر می دهد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;...بنابراین روشن است که مسئله ی وجود و یا عدم ِ وجود ِ خدا موضوع ِ مهمی است. و بالاخره باید یک بار هم که شده برای ِ همیشه به آن بپردازیم و ببینیم که آیا این خدایی که میلیارد ها انسان ِ روی ِ کره ی زمین معتقد به وجودش هستند، واقعا هست یا آنطور که ریچارد داوکینز می گوید، چیزی بیشتر از یک توهم نیست...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;مطلب ِ کامل را در ادامه ی مطلب بخوانید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2009 14:50:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=valobessin&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>valobessin</dc:creator>
<guid>http://valobessin.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نخستین نسخه ها (1)- شروع  ِ بحث های ِ بنیادین</title>
<link>http://valobessin.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;قبل ِ رفتن به عربستان ، وعده داده بودم که می خواهم در این وبلاگ یک مجموعه بحث های ِ بنیادین راه بیاندازم. و حالا آمده ام تا به همان بپردازیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;مطلب ِ کامل را در ادامه ی مطلب بخوانید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 11:07:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=valobessin&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>valobessin</dc:creator>
<guid>http://valobessin.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخرین وب نوشته ی پرستویی که مسافر حرف آخر عشق خواهد بود</title>
<link>http://valobessin.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;من پنجشنبه (8 مرداد) راهی ِ سفر ِ حج هستم. اگر دوستی را در فضای ِ مجازی رنجانده ام، امیدوارم مرا ببخشد. و در مکه حتما دعایی ویژه در حق ِ تمام ِ کسانی که این سطور را می خوانند خواهم کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;قصد دارم ان شاءالله در ماه ِ مبارک ِ رمضان در این وبلاگ یک مجموعه بحث های ِ بنیادین راه بیاندازم. این را می نویسم تا آن موقع بی خیالش نشوم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;و در پایان، به قول ِ معروف &quot;التماس ِ دعا&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 28 Jul 2009 02:01:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=valobessin&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>valobessin</dc:creator>
<guid>http://valobessin.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
