صحنه های تاریخی
صحنه اول
مکان: فرانسه، نوفل لوشاتو / زمان: 22 آبان 1357
- «حضرتعالی می فرمایید که بایستی در ایران جمهوری اسلامی استقرار پیدا کند، و این برای ما فرانسوی ها چندان مفهوم نیست، زیرا جمهوری می تواند بدون پایه ی مذهبی باشد. نظر شما چیست؟ آیا جمهوری شما بر پایه ی سوسیالیسم است؟ مشروطیت است؟ بر انتخاباتی استوار است؟ دموکراتیک است؟ چگونه است؟»
- «اما جمهوری به همان معنایی که همه جا جمهوری است. اینکه ما جمهوری اسلامی می گوییم برای این است که هم شرایط منتخب و هم احکامی که در ایران جاری شده، اینها بر اسلام متکی است. لکن انتخاب با ملت است. طرز جمهوری هم همان جمهوری است که همه جا هست».[1]
این مصاحبه ی امام خمینی با خبرنگار روزنامه ی فرانسوی لوموند است، درست سه ماه قبل از انقلاب!
صحنه دوم
مکان: ایران، دانشکده الهیات دانشگاه تهران / زمان: 12 بهمن 1357
شهید مطهری: «در دنباله ی عرایضم لازم است توضیحی هم درباره ی حکومت اسلامی آینده ی ایران عرض کنم. همان طوری که رهبر و امام ما مکرر گفته اند، در حکومت اسلامی احزاب آزادند. (فرق رهبر ما با دیگر رهبران این است که او آنچه را که می گوید همان را عمل می کند. اما رهبران دیگر، اول باغ سبز و سرخ نشان می دهند و بعد هم منکر همه ادعاهای قبلی می شوند). هر حزبی اگر عقیده ی غیر اسلامی هم دارد، آزاد است. اما ما اجازه ی توطئه گری و فریب کاری نمی دهیم. احزاب و افراد در حدی که عقیده ی خودشان را صریحاً می گویند و با منطق خود به جنگ منطق ما می آیند، آن ها را می پذیریم. اما اگر بخواهند در زیر لوای اسلام، افکار و عقاید خودشان را بگویند، ما حق داریم از اسلام خودمان دفاع کنیم و بگوییم اسلام چنین چیزی نمی گوید. حق داریم بگوییم به نام اسلام این کار را نکنید. چنین آزادی بحث و گفتگویی را گمان نمی کنم در جایی دیگر نظیری بتوان برایش پیدا کرد. شما کِی در تاریخ عالَم دیده اید که در مملکتی که همه ی مردمش احساسات مذهبی دارند به غیر مذهبی ها آن اندازه آزادی بدهند که بیایند در مسجد پیامبر یا در مکه بنشینند و حرف خودشان را آن طور که دلشان می خواهد بزنند؛ خدا را انکار کنند، منکر پیامبری ِ پیامبر شوند، نماز و حج و ... را رد کنند و بگویند ما اینها را قبول نداریم، اما معتقدان مذهب با نهایت احترام با آنها برخورد کنند. در تاریخ اسلام از این نمونه های درخشان فراوان می بینیم. و به دلیل همین آزادی ها بود که اسلام توانست باقی بماند. اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می آمد و می گفت من خدا را قبول ندارم، می گفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت. اسلام به این دلیل باقیمانده که با شجاعت و صراحت با افکار مختلف مواجه شده است»[2].
صحنه سوم
مکان: ایران، مسجد الجواد تهران / زمان : فروردین 1358
شهید مطهری: «از آنجا که ماهیت این انقلاب ماهیتی عدالتخواهانه بوده است، وظیفه ی حتمی همگی ما این است که به آزادی ها به معنای واقعی کلمه احترام بگذاریم، زیرا اگر بنا بشود حکومت جمهوری اسلامی، زمینه ی اختناق را بوجود بیاورد، قطعاً شکست خواهد خورد. البته آزادی غیر از هرج و مرج است و منظور ما، آزادی به معنای معقول آن است. هر کس می باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنین صورتی است که انقلاب اسلامی ما، راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد. اتفاقاً تجربه های گذشته نشان داده است که هر وقت جامعه از یک نوع آزادی فکری – ولو از روی سوء نیت- برخوردار بوده است، این امر به ضرر اسلام تمام نشده، بلکه در نهایت به سود اسلام بوده است. اگر در جامعه ما، محیط آزاد برخورد آرا و عقاید به وجود بیاید بطوری که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرفهایشان را مطرح کنند و ما هم در مقابل، آرا و نظریات خودمان را مطرح کنیم، تنها در چنین زمینه سالمی خواهد بود که اسلام هرچه بیشتر رشد می کند. اینجا بی مناسبت نیست که خاطره ای برای تان تعریف کنم. چند سال پیش در دانشکده الهیات، یکی از استادها که ماتریالیست بود، بطور مرتب سر کلاسها، تبلیغات ماتریالیستی و ضد اسلامی می کرد. دانشجویان به این عمل اعتراض کردند و کم کم نوعی تشنج در دانشکده ایجاد شد. من نامه ای بطور رسمی به دانشکده نوشتم که عین این نامه را در حال حاضر در اختیار دارم و توضیح دادم که به عقیده من لازم است در همین جا که دانشکده الهیات است، یک کرسی ماتریالیسم دیالکتیک تأسیس شود و استادی هم که وارد در این مسائل باشد و به ماتریالیسم دیالکتیک معتقد باشد، تدریس این درس را عهده دار شود».[3]
صحنه آخر:
مکان: ایران / زمان: هم اکنون
...
[1] امام خمینی، صحیفه نور، ج2، ص351.
[2] شهید مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، انتشارات صدرا، چاپ یازدهم، پاییز 74، ص 17 و 18.
نامم سید امیر سادات موسوی است و دانشجوی رشته ی فیزیک در دانشگاه شریف هستم. موضوعات این وبلاگ بیشتر پیرامون نجوم ،فیزیک ،اعتقادات دینی ،ادبیات و... خواهد بود.