از جهانی بازگشتم. با یک مدال ِ نقره!!! هرچند انتظارم از خودم خیلی بیشتر بود اما احساس می کنم  با بد شانسی هایی که آوردم باز هم  لطف ِ خدا باعث شد که بتوانم چنین مدالی بگیرم. و طلا نگرفتن را مثل خون بهایی می بینم که باید برای مسائلی می پرداختم. از این بابت هم ناراضی نیستم که خوشحالم.

از بُعد ِ علمی ِ این جهانی خوشم نیامد. به نظر ِ من قوانین ِ نحوه ی مدال دهی با این مدل سوالات سازگار نبود یعنی عدم قطعیتی که سوالات و نمره ها ایجاد می کرد بیشتر از اختلاف نمره ی یک مدال بود . بگذریم چون صورت ِ خوشی ندارد که من الآن از این چیزها اتقاد کنم.

ماه مبارک ِ رمضان شروع شده است و این مایه ی مسرت را به همه ی تان تبریک می گویم. امیدوارم در این روزهای نورانی و پر برکت بتوانم حرف هایی که در سر دارم را در وبلاگ بنویسم. بنابر این چشمم به آینده ی وبلاگ روشن است.

 

تو فکر ِ یک سقفم...